قهرمان ميرزا عين السلطنه
3479
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عرض كنم . هركس بايد كلاه خودش را به زور خودش نگاه دارد ، و السلام . باقى مطالب راجع است به ابو القاسم و كرمانشاهانيها قيمت تفنگ هم خيلى بالا رفته ، « 22 رجب . » ( پايان نامهء شيخ ) شلوغى مملكت اما روزنامجات به نظر اجمالى مملو است از اغتشاش اطراف مملكت . كرمانشاهانيها ريخته دار الحكومه و ادارهء تحديد ترياك و عدليه را چاپيدهاند . شاهسون اردوى دولتى را شكست داده تا پشت ديوار اردبيل را غارت مىكنند . اصفهان هنگامه است هيچ اداره نيست ، همينطور ساير جاها كه به كلى رشتهء نظم و امنيت گسيخته شده . عدليه هم توقيف است و امتحان مىكنند . سپهدار هم گفته است بايد مجلس منفصل شود و قانون اساسى ما هم بسيار آزادى داده است . بهتر است مثل پروس باشد ، وزرا مسئول پادشاه باشند و اختيارات سلطان علاوه شود و الّا كارها انجام نخواهد گرفت . ورود طهران چون اين خواهشها را قبول نمىكنند استعفا مىدهد . قزوين و خانم خانمها اما قزوين و عزيز اللّه خان . « خانم خانمها » شهر آمده از روزى كه در شهبندرى عثمانى متحصن شده تا حال حسابى ساخته كه با ماهى پانصد تومان مواجب پسرش صد هزار تومان علاوه مىشود . مىگويد فعلا هم ما شرارتى نكردهايم . چون احقاق حق پسرم نمىشد اجتماع كرديم تا بشود . ده هزار تومان هم مخارج آن اجتماع است كه براى استرداد حقوق حقه خودم فراهم شده . در قزوين از جوابهاى خانم عجز به هم رسانيده روانهء طهرانش مىكنند ( من اجمالى از تاريخ زندگانى خانم خانمها را در روزنامهء پارسال خودم دادهام رجوع به آن شود تا اوصاف خانم معلوم گردد ) . « 1 » مختصر « ايران نو » محض آنكه دمكرات است و از كابينه و اكثريت تنقيد شده باشد اغتشاشات ولايات را بىپرده مىنويسد . گمان مىكند اگر كابينه و اكثريت از آنها بود اين كارها واقع نمىشد و ايران حالا گلستان شده بود . همين ضديتها عين دوئيتهاست كه ايران را به باد داد .
--> ( 1 ) - صفحهء 3018 ديده شود .